آمار * *
X
تبلیغات
رایتل
جملات عاشقانه و تصاویر زیبا ساز وبلاگ+چت روم
زیبا ترین کلمات و جملات عاشقانه+زیبا ترین تصاویر جهت زیبا تر شدن وبلاگ شما+چت روم

رفتی و ندیدی که چه محشر کردم / با اشک ، تمام کوچه را تر کردم
 وقتی که شکست بغض تنهایی من ، وابستگی ام را به تو باور کردم
ساعتو نمیشه فهمید ، اگه بی تو سپری شه . طاقت دوری ندارم ، نمیتونم مگه میشه ؟





چه شد ای پنجره ی عشق چرا بسته شدی
شاید از همنفسی با دل ما خسته شدی





آنکه باید بسوزد و بسازد منم / آنکه دائم بی تو میسوزد منم
آنکه آتش زد به قلب من تویی / آنکه خاموش است و میسوزد منم . . .







اگه زندگیم در یه کاسه آب خلاصه می شد
اونو بدرقه راهت می کردم…

::
::

عشق از ازل است و تا ابد خواهد بود
جوینده ی عشق بی عدد خواهد بود
فردا که قیامت آشکارا گردد
هرکس که نه عاشق است رد خواهد بود …

::
::

در دل دردیست از تو پنهان که مپرس
تنگ آمده چندان دلم از جان که مپرس
با این همه حال و در چنین تنگدلی
جا کرده محبت تو چندان که مپرس . . .

::

::

در قید غمم، خاطر آزاد کجایی؟
تنگ است دلم، قوت فریاد کجایی؟
با آنکه ز ما یاد نکردی..
ای آنکه نرفتی دمی از یاد کجایی؟

::
::

شکر خدا نشد که عاشقت شوم
تقدیر این نبود که من لایقت شوم
یاد توا کنار دلم چال کرده ام
تا بیخیال تو و هق هق ات شوم

::
::

گرچه از فاصله ی ماه ز من دورتری
ولی انگاه همین جا و همین دور و بری
ماه می تابد و انگار تویی می خندی
باد می آید و انگار تویی می گذری . . .

::
::

وقتی خداحافظی میکنیم
چــه انـرژی عـظیـمی مـی خواهـد کـنترل اولین قـطره اشک بـرای نـچکیـدن . . .

::
::

اشک خیمه زده بر صفحه ی چشم نگرانم
چنـد روزیسـت که دلواپسـم و بـد نگرانم
کوچه از رهگذر سرد غمت زار و گرفته ست
شب بی تابش ماه روی تو برده امانم . . .

::
::

احساس تو چون طراوت باران است
بر زخم شکوفه های گل درمان است
هر وقت که در هوای تو می چرخم
انگار نفس کشیدنم آسان است . . .

::
::

من نه سکوت میکنم نه فال عشق از برم
فقط به تو خیره شدم ، من از تو هم ساده ترم
تو خوب میفهمی مرا وقتی پر از بهانه ام
ببین برای ماندنت چقدر عاشقانه ام . . .

::
::

بیزارم از آن عشق که عادت شده باشد
یا آن که گدایی محبت شده باشد
خودبینی و خودخواهی اگر معنی عشق است،
بگذار که آیینه نفرت شده باشد . . .

::
::

انسانهای پاک و ساده را با تمام وجود دوست دارم
همانهایی که بدی هیچکس را باور ندارند
همانهایی که برای همه لبخند میزنند
همانهایی که بوی ناب “آدم” میدهند
و من باور دارم که وجود نازنینت شایسته دوست داشتن است . . .

::

تا چند نظر به روی مهتاب کنم / خود را به هوای دیدنت آب کنم
یک قطعه ی عکس خود برایم بفرست / تا در دل بیقرار خود ، قاب کنم . . .

::
::

این روزها هوای مرا نداری ، خفه نمیشوی ؟ بی هوای من !

::
::

خواب دیدم که دلم بند تو بود / خواب من تعبیر لبخند تو بود
تو به سان گل شدی اوج شکوه / نبض من ، در ساقه آوند تو بود . . .

::
::

باز هم از یاد تو ، شعله به پا خواسته / آتش سرخش ز نور ، قلب من آراسته
زردی روی مرا ، نیک تماشا نما / شمع وجود من از دوری تو کاسته . . .

::
::

دل صدچاک ما را تیغ ترحم بدرید / دل ما را به همان قیمت ارزان بخرید
دل من گرچه شکسته ، گوهری ناب شده / عشق در قلب تو آن تحفه ی نایاب شده .

::
::

زندگی چیدن سیبی است که یاید چید و رفت
زندگی تکرار پاییز است که باید دید و رفت
زندگی رودی است جاری هر که آمد
کوزه ای شادمان پر کرد و مشتی آب نوشید و رفت
قاصدک ? این کولی خانه بدوش روزگار
کوچه گردیهای خود را زندگی نامید و رفت . . .

::
::

قلبم فدای عزیزی که دنیایی از دلتنگی را به امید یه لحظه دیدنش به جان میخرم

::
::

فرشته مهربون از آسمون اومد پایین و گفت:
ازین دنیا چی می خوای تا برات برآورده کنم !
گفتم: اونی که داره این اس ام اس رو می خونه
گفت: نگفتم که تمومه دنیا رو !

::
::

با نگاهی هرس کن علف های هرز دلتنگی ام را . . .

::
::

باز هم از چشمه لبهای من/تشنه ای سیراب شد سیراب شد
باز هم در بستر آغوش من /رهروی در خواب شد در خواب شد
(فروغ)

::
::

نه سرو و نه باغ و نه چمن می خواهم
نه لاله نه گل نه نسترن می خواهم
خواهم ز خدای خویش کنجی خلوت
من باشم و آن کسی که من می خواهم . . .

::
::

آنکه باید بسوزد و بسازد منم / آنکه دائم بی تو میسوزد منم
آنکه آتش زد به قلب من تویی / آنکه خاموش است و میسوزد منم . . .

::
::

هر لحظه در کنار منی عاشقانه تر
با قلب عاشق و بدنی عاشقانه تر
تکرار شو حوالی دستان خسته ام
شاید مرا رقم بزنی عاشقانه تر . . .

::
::

ای داد دوباره کار دل مشکل شد
نتوان ز حال دل غافل شد
عشقی که به چند خون دل حاصل شد
پامال سبکسران سنگین دل شد

::
::

زندگی سخت است تو آسان بگیر
زندگی درد است تو درمان بگیر
زندگی مار است تو جانش بگیر
زندگی جام است تو کامش بگیر . . .

::
::

پر است خلوتم از یاد عاشقانه ی او / گرفته باز دل کوچکم بهانه ی او
نسیم رهگذر این بار هم نیاورده / به دست قاصدکی نامه با نشانه ی او

::
::

هر روز نبودنت را بر دیوار خط کشیدم
ببین این دیوار لامروت دیگر جایی برای خط زدن ندارد
خوش به حال تو که خودت را راحت کردی
یک خط کشیدی تنها ، آن هم روی من

::
::

قلب تنها چیزی است که شکسته اش هم کار میکنه

::
::

هنوز هم از تمام کارهای دنیا ، دلبستن به دلت بیشتر به دلم میچسبد

::
::

زخم که میخوری ، مزه مزه اش کن ، حتما نمکش آشناست !

::
::

من را از هر طرف نگاه کنی ، عاشق تو از آب در می آیم !

::
::

قلب کال من در فصل دست های تو می رسد
فصلی برای تمام رویاها ، دستی برای تمام فصل ها

::
::

بند دلم را به کفش هایت گره زده بودم که هرجا رفتی دلم را با خود ببری
غافل از اینکه تو پابرهنه میروی و بی خبر !


عشق من ، ای آیه ی مکرر آرامش میخواهمت هنوز ، آری هنوز هم دریای آرزو
در این دل شکسته ی من موج می زند ، راهی به دل بجو !!!

:
ماهیان روی خاک ، ماهیان روی آب / وقت مردن ، ساحل و دریا چه فرقی میکند ؟

 یاد شیرین تو بر من زندگی را تلخ کرد / تلخ و شیرین جهان اما چه فرقی میکند ؟

:
میگن شبا فرشته ها از آرزوی آدما ، قصه میگن واسه خدا

خدا کنه همین شبا گفته بشه قصه ی تو واسه خدا

:
ترسم آخر ز غم عشق تو دیوانه شوم / بیخود از خود شوم و راهی میخانه شوم
 آنقدر باده بنوشم که شوم مست و خراب / نه دگر دوست شناسم نه دگر جام شراب.

:
یک آسمون گل قشنگ تقدیم یک نگاه تو ، این دل تنهای غریب فدای روی ماه تو..


بر لب دریای حسرت کلبه ای دارم قدیمی / از تمام دار دنیا دوستی دارم صمیمی


اگر از خدمتت دورم ز دل شرمندگی دارم ولیکن از صمیم قلب تو را من دوست دارم


چه فرقی میکند مهره ی سیاه باشم یا سفید
چشمانت با اولین حرکت ماتم میکند !


هر آنچه خواستم نیامد به دست / چون که بیگانه بودم به این دنیای پست
پی آب بودم کوزه به دست / چون که آب یافتم ، کوزه شکست


نام زیبای تو را در کتیبه ای از جنس عاطفه حک خواهم کرد
و عکس قشنگت را در قابی از جنس عشق میگذارم
تا همه بدانند تو سلطان جان من و فاتح دلم هستی


از این به بعد من از دوست شر نخواهم دید / سفر به خیر تو را من دگر نخواهم دید
دگر برای کسی درد دل نخواهم کرد / دگر ز دست خودم دردسر نخواهم چید


عشق خالی بودن از معیارهاست / یا گذشتن از کنار سارهاست
عشق آتش بس ندارد جان من / آنکه آتش میزند بر قلبهاست



چون زلف توام جانا ، در عین پریشانی / من چشم تو را مانم ، تو اشک مرا مانی / من خاکم و من گردم ، من اشک و من دردم / تو مهری و تو نوری ، تو عشقی و در جانی .



چنان که از قفس هم دو یاکریم به هم / از آن دو پنجره ما خیره میشدیم به هم
به هم شبیه ، به هم مبتلا ، به هم محتاج / چونان دو نیمه ی سیب که هر دو نیم به هم .


امید نگاهت ، ایستادن روی شانه هایت ، سر نهادن گونه های زیبایت را ،
بوسه دادن مرا ، خوش تر از این آرزویی است



رفتی و ندیدی که چه محشر کردم / با اشک ، تمام کوچه را تر کردم
 وقتی که شکست بغض تنهایی من ، وابستگی ام را به تو باور کردم
ساعتو نمیشه فهمید ، اگه بی تو سپری شه . طاقت دوری ندارم ، نمیتونم مگه میشه ؟





وقتی تنهاییم دنبال دوست میگردم ، وقتی پیدایش کردیم دنبال عیبش میگردیم ، وقتی از دستش دادیم دنبال خاطراتش میگردیم و باز هم تنهاییم . . .

از عشق گفتم ، گفتی میدونم . از غم گفتم ، گفتی میدونم . از دلتنگی میگم که نمیدونی . . .



از اینجا تا همیشه ، غمم تموم نمیشه . بگو که عشق منی ، آخه مگه چی میشه ؟




لحظه جدایی از تو ، لحظه اومدن غم ، بعد رفتنت عزیزم ، جون میدم تو دست ماتم .



نامت در خاطر من ، یادت در فکر من و مهرت در قلب من نقش بسته است . . .
محوش نکن .




بعضیا با غصه پیرن ، بعضیا با غم رفیقن . . .
بعضیا از بس عزیزن از دلها نمیرن .




آن کبوتر که لب بام شما پر زد و رفت . . . دل من بود که به شما سر زد و رفت




در کنار ساحلت من قایقی شکسته ام . . . تو همان ساحل عشقی که بهت دل بسته ام .



هر گاه شادم ، یاد تو غمگینم می کند . هر گاه غمگینم ، یاد تو شادم می کند . پس هر دو را دوست دارم ، چون حکایت از تو می کند .



تا کسی رخ ننماید ز کسی دل نبرد ، دلبر ما دل ما برد و ز ما رخ ننمود .



سودای دلم قسمت هر بی سر و پا نیست ، خوش باش که یک لحظه دلم از تو جدا نیست .




چه شد ای پنجره ی عشق چرا بسته شدی
شاید از همنفسی با دل ما خسته شدی



اگر قرار باشد من هم مثل ژول ورن دور دنیا را در هشتاد روز بچرخم ، ترجیح میدهم دور تو بچرخم ، چون تو دنیای منی .


تو دنیا سه تا فرشته هست : اولی داره به یتیما غذا میده دومی داره به مردم کمک میکنه سومی که من خیلی دوسش دارم داره این اف رو میخونه


الهی من فدای تو / چه کار کنم برایه تو
اگه تو این بیابونا / خاری بره به پایه تو




من صفرم، تو دویی
با تو بیستم، بی تو نیستم



غم جدا شدن از تو در دل نحیفم زخمها بوجود آورد.
آه، نمیدانم با این زخمها چه کنم…


چه دعا بهتر از این: گریه ات از سر شوق
خنده ات از ته قلب، نشود هیچ غروبت غمناک



آهای ناز نمکدار، منم عاشق تب دار
ببین دل تو دلم نیست، واسه لحظه دیدار





شنبه 31 فروردین‌ماه سال 1392 :: 12:50 ب.ظ :: نویسنده : محمد حسین قاسمی
درباره وبلاگ

آخرین مطالب
نویسندگان